تبليغاتX
لالهِ مجنون -

لالهِ مجنون

مرا که از رخ او ماه در شبستان است

کجا بود به فروغ ستاره پروايی

فراق و وصل چه باشد رضای دوست طلب

که حيف باشد از او غير او تمنايی

با تو هستم تماشا كن ، تماشا كن ، كمي دير آمده ام تا به تماشا بنشيني لحظات تماشايي را. ولي تماشا كن معادله ساده اي كه بين اندك شكستن و بر وفق مراد بودن اوضاع براي من است.

من هستم در همين روزها كه بودنم معنا داره.

نون گرفتن عصرها بهانه ي هر روز من شده تا ديداري تازه كنم از آنچه كه روي كاغذي كشيده بودم، نمي دانستم اينگونه از ذوق اشك در چشمانم جمع مي شود. تصور اينكه مردم از ذوق و سليقه من خوششان اومده، يه حس فوق العاده خوبي بهم داده. تازه فهميدم چه ايده آل خفته اي داشتم و چقدر عاشق تر مي شوم هر روز، از ديروزم.

خدايا دلم براي اينجا كجاست هاي خودم تنگ شده است، خودت بهتر مي داني كه چه مي خواهم اي مهربان.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387 16:2 توسط فرخ |


X

...من كه روي بوم هيچم
توي دشت ، زير يك لكه رنگ
يا كه شايد پشت پرواز مدادي
مي نويسم لاله اي را واژگون
مي نويسم زندگي راسرانگشت طبيعت،
(يك سكوت)
توي اين خاموشي
مي دهم يك تحيت،
يك سلام،اول به او...
تا كه باشد لاله مجنون
باردیگر سربه زير
...
..


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مهر 1388

شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386



پیوندها

سبوي دل
واگويه
انسان برتر
تازه هاي ادبي
چكاوك
امل _ چمران
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin