تبليغاتX
لالهِ مجنون -

لالهِ مجنون

دليل اينكه آرومم اميد لمس دستاته

همين لبخند پنهاني كنار لحن گيراته

خوابت رو مي ديدم كه روحت ناراحته، اونم چندين بار، از اين و اون احوالت رو جويا شدم ولي نتونستم بفهمم واقعاً در چه حالي. بايد بگم اين بار يه كم عجيبتر خوابت رو ديدم، كه اومدي و با همون لحنِ دوست داشتنيت گفتي: خوابم رو مي بيني. از اونجا كه اعتقاد خاصي به خواب خودم دارم، نگرانم؛ واقعاً نگرانم، هم براي تو و هم براي خودم و براي خودم بيشتر و متاسف تر...... "هنوز يادم نرفته با تو بودن ها و با تو به همه چيز خنديدن ها رو...." الان كه دارم مينويسم حدود يك سال و نيم از اين خاطرات ميگذره و من هنوز نديدمت، نمي دونم چقدر بزرگ شدي، نمي دونم اونقدر كه دل من با تو هستش تو هم گه گداري به ياد من مي افتي يا نه ؟(البته تعبير خواب آخرم منو اميدوار كردش)، اميدم هم به اينه كه محاسبات من به جهت برگشتنت درست تخمين زده شده باشه...

پسر خوب هرچند كه ميدونم به واسطه بي اطلاعيت از حال و روز من، اينجا رو هم نخواهي خوند، ولي لااقل احساسم رو نوشتم، تو هم فقط اگه گذرت به اينجا افتاد، بيا و بنويس "ديگه"، همون "ديگه" معروف خودمون.

هر جا هستي شاد و با ايمان و موفق باشي....

+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 23:49 توسط فرخ


X

...من كه روي بوم هيچم
توي دشت ، زير يك لكه رنگ
يا كه شايد پشت پرواز مدادي
مي نويسم لاله اي را واژگون
مي نويسم زندگي راسرانگشت طبيعت،
(يك سكوت)
توي اين خاموشي
مي دهم يك تحيت،
يك سلام،اول به او...
تا كه باشد لاله مجنون
باردیگر سربه زير
...
..


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مهر 1388

شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386



پیوندها

سبوي دل
واگويه
انسان برتر
تازه هاي ادبي
چكاوك
امل _ چمران
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin